Cry Emo
Please don't disturb
هميشه با بدست آوردن اون کسي که دوستش داري نمي توني صاحبش بشي ، گاهي وقتا لازم هست که ازش بگذري تا بتوني صاحبش بشي ، همه ما با اراده به دنيا مي آييم با حيرت زندگي ميکنيم و با حسرت ميميريم اين است مفهوم زندگي کردن ، پس هرگز به خاطر غمهايت گريه مکن و مگذار اين زمين پست شنونده آواي غمگين دلت باشدافسوس...آن زمان که بايد دوست بداريم کوتاهي ميکنيم آن زمان که دوستمان دارند لجبازي ميکنيم و بعد...براي آنچه از دست رفته آه مي کشی وقتی که افکارم هرز می روند... از دیوار تنم بالا... من می مانم و ذهنی خالی از حرف...! ذهنی خالی... خالی از هر چیز... خالی از افکار.... خالی از اجسام... وقتی که افکارم هرز می روند... چگونه می توان نوشت...؟ وقتی که من هرز می روم...؟!
![]()
![]()
تموم ، بازم غمای دلم مرور شد و دلم گرفت ![]()
نمیدونم شاید قرار نیست فراموش کنم شاید نباید یادم بره نمیدونم خودمم نمیدونم ![]()
ای کاش میدونستم چی کار کنم ای کاش میدونستم به کی بگم یادش به خیر یه ربع ![]()
![]()
پیش داشتم میخندیدم
ولی حالا ...![]()
خدایا یعنی عیدی من تو این شب بزرگ باید گریه باشه باید سنگینی خاطرات بدم![]()
![]()
باشه که همیشه ازجلوی چشمم میگذره ![]()
احساس میکنم دیگه دارم به آخر خطم میرسم به سادگی گریه میکنم و میخندم ولی نمیدونم به چیباید بخندم یا گریه کنم نمیدونم اصلا باید بخندم یا گریه کنم خدایا خودت کمکم کن ![]()
دلم میخواد شاد باشم تا همه دنیا شاد باشن دلم میخواد گریه کنم تا شاید ستاره صدام
و بشنوه دلم میخواد براش از همه چیز بگم از همه چیزایی که دلم و خرد کردن از چیزایی که نمیدونم چیه شایدم میدونم چیه و نمیخوام بدونم که چیه
خدایا نمیدونم هیچ چیزو دیگه نمیدونم
دلم میخواد برم وسط یه کویر که هیچ کس نباشه اونقدر صدات کنم اونقدر حست
کنم که دیگه بدنم طاقت بدون تو بودن و نداشته باشه و به سوی تو وستاره پرواز
کنه به سوی خدایی که تنها کس یه بی کسی .![]()
![]()
![]()
توی آسمون دنیا هر کسی ستاره داره![]()
چرا وقتی نوبت ماست آسمون جایی نداره ![]()
واسه من تنهایی درده ، درده هیچ کسو نداشتن![]()
هر گله پژمرده رو، تو کویر سینه کاشتن![]()
دیگه باور کردم این رو که باید تنها بمونم![]()
تا دمه لحظه مردن شعر تنهایی بخونم ![]()
![]()
![]()
![]()
مرد و زن جوانی سوار بر موتور در دل شب می راندند، آن ها عاشقانه یکدیگر را دوست داشتند...
زن جوان : یواش برو من می ترسم!
مرد جوان : نه، اینجوی خیلی بهتره
زن جوان : خواهش می کنم، من خیلی می ترسم
مرد جوان : خب، اما اول باید بگویی که دوستم داری!
زن جوان : دوستت دارم، حالا میشه یواش تر بری؟
مرد جوان : به شرط اینکه کلاه کاسکت منو برداری روی سر خودت بذاری، آخه نمی تونم راحت برونم، اذیتم می کنه
روز بعد واقعه ای در روزنامه ثبت شده بود : برخورد موتور سیکلت با ساختمان حادثه آفرید، در این سانحه که به دلیل عمل نکردن ترمز موتور سیکلت رخ داد، یکی از دو سرنشین زنده ماند و دیگری درگذشت!!!
مرد جوان از خالی شدن ترمز آگاهی یافته بود... و خواست تا برای آخرین بار دوستت دارم را از زبان او بشنود و خودش رفت تا او زنده بماند....!
| Design By : Night Skin |



