Cry Emo
Please don't disturb
مینویسم
بی آنکه بخواهم به یاد بیاورم آخرین شب بد مستیم را ... و بوی خوش الکل را... وقتی آخرین سیگار هم به پای دلم سوخت... دلم سوخت بعد از رفتنت حالت تهوع سر گیجه دارم
مدام لواشک هوس میکنم دست و پایم سنگین است انگار بیش از یک نفر در من گنجانده شده.... نفس هایت که تند میشود دستانت که میلرزد وقتی که مثل سرو قد میکشی دوزاریه کجم میافتد که باید مثل مسیح به صلیب تنت تن دهم .... وقتی رفتی رد لبانم را به خاطر بسپار روزی برایش گریه خواهی کرد!!! و افسوس های سرد زمستانی تورا به میلاخ میکشند...
انگشتانت شناور است موج میزند دل دل میکند روی ساحل سینه ام و بی پروا لبهایت لنگر می اندازد در این اسکله سرد.... و تو از بویش خفه شوی اما مرا با دلداریه بیجایت خفه نکنی در این دنیای پر از خفقان پر از خفت پر از خاری مرا خنگ فرض نکنی و تف کنی به خش خش کلماتم و بگویی آرام باش همان بهتر که بوی گند بگیرد..........
در میان ِتمامِ داشته هایم٬ تو نداشته ای هستی که٬ در حسرت داشتنت٬ میان شک و شاید هایم٬ نقطه پایان پررنگ تر می شود...!!!

از بازی با تو هم خوشحالم
من با تو بازی میکنم
با احساست
با گرمیه بدنت
با..........
و تو با دستهای سردم خوشحالی
و در این اندیشه که ساحره عاشق شده است
گمانی وهم انگیز
ساحره عاشق آدمک ها نیست 

| Design By : Night Skin |



